مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
و سکوت تو جواب همه مسئله هاست
تو می گفتی اگر رفتم حلالم کن غمی دارم
برو!
باشد، ولی من هم خدا و عالمی دارم
برو!
باشد، ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است
بدان من گریه می کردم از این دنیا دلم تنگ است
من از دنیا گله دارم، که از مهر تو کم دارم
ببین!
خواهشي دارم، مرا در خود کمی حل کن
نگو رفتم، خداحافظ، کمی دیگر معطل کن...
*********************
اونایی که وقتی به عشقشون نمی رسند فکر
می کنند دیگه اخر دنیاست فکر می کنند دیگه
امیدی نیست اما من این طور فکر نمی کنم من
میگم امیــــــــــــــد به خدا حلال مشکلات هست
من در همه حال به یاد خدا هستم اما وقتی کم
میارم حضور خدا رو تو زندگیم پر رنگ تر می کنم
تا به جایی می رسم که همه فکرم می شه خدا
بزرگیـــــــــــش عـــــــــــــــزمتش بخشندگیــــــش
مهـــــــــــربونیش ارحــــــــم الراحــــــــمین بودنش
و خیلی صفات دیگه... اون وقته که اروم می شم
به معنای واقعی. خیلی زیباست بدونی یکی هست
که اگــــــــــر تمام کره زمین خالی از جمعیت بشه
هیچ کس و هیچ چیز وجود نداشته باشه بازم تنها
نیستیم و خدا هست اونه که در همه حال و همه
جا با ماست تنهامون نمی ذاره پس ناامیــــــــــــدی
دیگه معنا نداره تنهایی معنا نداره غم و غصه معنا
نداره اگر بنده خدارو می خوای از خود خدا بخواه
اگر نداد بدون صلاح تو این بوده بدون حکمتی درش
بوده پس عجول نباش تا بهترین ها رو بهت هدیه
بده خدا یه دوست داناست که همــش به نفع ما
عمل می کنه اینو هیچ وقت فرامـــــــوش نکنید.
مي دونم كه شـــــــما هم مثل من اين چيــزارو
مي دونســــتيد اما گفتم تا هم براي خــــــودم
و هـــم واســــه شـــــما ياد اوري بشــــــــــه
تا خدارو از يـــــــــــاد نبــــــــريم
*****************
دریافتم، زندگی معجزه حیات است.
زندگی با کلمههای من ساخته میشود و هر کلمهای رد پای معجزه است.
پس میتوانم زیبایی را با کلماتم بیافرینم.
هرگاه کسی خشم داشت بدانم به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است.
هرگاه کسی نومید بود به کلماتی که سپاس او را ابراز کنند محتاج است.
هرگاه کسی حسد میورزید نیاز دارد دیده شود.
اگر کسی شاکی و گله مند بود نیاز دارد شنیده شود.
اگر کسی تلخ بود نیاز دارد مهربانی دریافت کند.
و اگر کسی ستم میکند نیاز داشته دوست داشته شود.
اگر کسی بخل ورزد باید که بخشیده شود.
و همهی این سایهها در روح و روان ما نیاز دارند که
عشق بر آنها چون باران ببارد
ببارد و ببارد
**********************
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم
کنی
شاید امشب سوزش این زخم ها
را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم
آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو
خاموشم کنی
*****************
مي دانم هراز گاهي دلت تنگ مي شود
. همان دلهاي بزرگي که جاي من در آن استآنقدر تنگ ميشود که حتي يادت مي رود من آنجايم
.دلتنگي هايت را از خودت بپرس
.و نگران هيچ چيز نباش
!هنوز من هستم. هنوز خدايت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است
!اما من نمي خواهم تو همان باشي
!تو بايد در هر زمان بهترين باشي
.نگران شکستن دلت نباش
!ميداني؟ شيشه براي اين شيشه است چون قرار است بشکند
.و جنسش عوض نمي شود
...و ميداني که من شکست ناپذير هستم
...و تو مرا داري
...براي هميشه
!چون هر وقت گريه ميکني دستان مهربانم چشمانت را مي نوازد
...چون هر گاه تنها شدي، تازه مرا يافته اي
...چون هرگاه بغضت نگذاشت صداي لرزان و استوارت را بشنوم،
صداي خرد شدن ديوار بين خودم و تو را شنيده ام
!درست است مرا فراموش کردي، اما من حتي سر انگشتانت را از ياد نبردم
!دلم نمي خواهد غمت را ببينم
...مي خواهم شاد باشي
...اين را من مي خواهم
...تو هم مي تواني اين را بخواهي. خشنودي مرا
.من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مايه آرامش شما قرار داديم)
و من هر شب که مي خوابي روحت را نگاه مي دارم تا تازه شود
...نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را مي فشارد
.شبها که خوابت نمي برد فکر مي کني تنهايي ؟
اما، نه من هم دل به دلت بيدارم
!فقط کافيست خوب گوش بسپاري
!و بشنوي ندايي که تو را فرا مي خواند به زيستن
!پروردگارت
...با عشق
!
>>> ادامه مطلب <<<
آنکس که میگفت دوستم داره عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید: دوستم دارد.
**************************
يادت مياد روزي كه اون گل رو بهم دادي گفتي كه ؛گلها بي معرفتن ،زود خشك ميشن ،زود از پيش ادم ميرن ولي اشتباه كردي چون گلي كه بهم دادي انجاست رو به روم روي ديوار ،يه كمي خشك شده ولي تركم نكرده باهام مونده.....ولي تو.....گل هست اما تو نيستي ،تو رفتي ،تو بي وفاتر بودي....
**********************************
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
***************************
واسه تو نامه نوشتم كه ديگه از تو گذشتم ميدونم دوستم نداري ، من همينه سرنوشتم از ته دل با صداقت ،دل ميگه برو سلامت ميدونم نبودن تو نمي گيره رنگ عادت بودنت مثل يه نعمت ، داشتن تو آره حسرت بودن حتي يه لحظه در كنار تو غنيمت آخ چه حيف شد كه تو رفتي ،آخ چه حيف شد برنگشتي شب رفتن تو دل گفت :اي خدا چه سرنوشتي من ميخوام اينو بدوني ، از توي چشام بخوني توي اين قلب شكسته تا ابد عزيز مي موني
********************
عاشقی دلخسته ام از عشق جدایم نکنید
جز همان عاشق دل خسته صدایم نکنید
سالها از اتش عشق سوختم و ساختم
باز هم همسفر خاطره هایم نکنید
دل من با غم جانان گره خورده ست دگر
ارزوی شب پیوند برایم نکنید
به خدا عشق گنه نیست عزیزان اخر
از میان همه انگشت نمایم نکنید
********************************
من پذیرفتم که عشق افسانه است ... این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم ... با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی ... آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را ... تلخی بر خوردهای سرد را
>>> ادامه مطلب <<<


